خیابون ها از همه رفتنی ترند

اینجوریه که . . .

به یاد آوردن خاطرات تلخ، شیرینه و 

به یاد آوردن خاطرات شیرین،

تـلـخ!

اگه همین الان می فهمی من چی میگم،

می تونم دست بزنم رو شونت و بگم: حالتو می فهمم داداش!

 

× × × × × × × × × × × 

 

Ctrl + Z

 

آ خـــیــــش  .  .  . 

 

× × × × × × × × × × × 

 

حس کلاس سه شنبه عصری که اونطوری که همیشه بود، برگزار نشه :|

 

× × × × × × × × × × × 

 

بازم داری میری؟؟؟

ممکنه یه روزی برگردی؟؟

منتظرت میمونم . . .

 

با صدای یکی که داد میزنه و انگار داره منو نگاه میکنه، حواسم جمع می شه:

- هوی یارو! داری با خیابون حرف میزنی؟؟ بابا دیوونه ای!

 

هه! گفت دیوونه! آره! این روزا بهم میاد!

جایی خونده بودم: خیابون ها از همه رفتنی ترند!

 

 

/ 14 نظر / 33 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرداد اشک9

عکس قشنگیه

مهرداد اشک9

قسمت اول پست به نظر من خیلی قشنگ اومد چون من این رو کاملا درک میکنم!!! و واقعا حس خوبی بود که نوشتید : اگه همین الان میفهمی من چی میگم، میتونم دست بزنم رو شونت و بگم : حالتو میفهمم داداش! خیلی حس خوبی داشتم نسبت به این جمله!

مهرداد اشک9

و کنترل زد که ای کاش همیشه داشتیمش!!!چون ما حواسمون که جمع میکنیم باز گاها نیاز به برگشت داریم!!! اشتباهاتمون کم نیست!

مهرداد اشک9

در کل خیلی خوشحالم که دوباره پست زدید

صدرا

سلام واقعاً خوشحال شدم بازم مهاجر زمان آپ کرده، فکر کردم بیخیال وبلاگ خوبتون شدین. خیابونا از همه رفتنی ترند جالب بود اما دیوونگی به شما نمیاد و به نظرم شما دیوونه نیستید و اتفاقاً خیلی هم عاقلین[گل] حس کلاس سه شنبه عصرم متوجه نشدم پس حرف خاصی نمی زنم. کنترل زد، خیلی خوب بود اگر بود زندگی خیلی خوب می شد و البته شایدم جذابیت دیگه نداشت! قسمت اول متنتونو خیلی خوب نوشتین و به نظرم بهترین قسمت متنتون بود[لبخند] موفق باشید مثل همیشه

مهرداد اشک9

سلام... در دسترسه که

ميدونستم آقا مهرداد انقد خوشحال ميشه هر جور بود مهاجر عزيز رو پيدا ميكردم مياوردم تا پست بزاره. خوش به حالت مهاجر عزيز انقدر طرفدار داري. :) بهت مثل هميشه حسوديم شد.

تنها در گورستان

چهره شما چه آشناست ‎:)‎

[گل]

sorena

باید این جمله رو با طلا نوشت حقیقت محضه [گل] به یاد آوردن خاطرات تلخ، شیرینه و به یاد آوردن خاطرات شیرین، تـلـخ!